الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

130

تفسير تطبيقى (فارسى)

از همين نظر كه منشأ مباحث اصلى حجّيّت عقل در تفسير در علم كلام ( و سپس حكمت ) طرح شده‌اند ، برخى از مسلمانان و خاورشناسان بدون بررسى و تأمل در مدارك و شواهد ، شيعه را در اين زمينه متأثر از معتزله مىدانند ، « 1 » در حالى كه شيعه بيش از هركس و هر چيز در اين باره متأثر از روايات اهل بيت است بلكه بنا به پژوهشهاى برخى از نويسندگان ( كه خواهيد ديد ) معتزله در برخى از ديدگاههاى خود از شيعه تأثير پذيرفته است . واژه‌شناسى اين كلمه معانى متعدد و كاربردهاى مختلف دارد ، گفته شده اين واژه مأخوذ از « عقال بعير ، پاىبند شتر » است كه به وسيله آن دست شتر را به بازويش مىبندند تا آن را از حركت بازدارد ، انسان عاقل نيز خود را به وسيله عقل از آنچه كه ديوانه خود را به آن دچار مىسازد ، بازمىدارد . بيشتر كاربرد اين كلمه ، درباره قوّه ادراك است ، مقصود از عقل در اينجا يكى از قواى درونى انسان است كه علوم بديهى و يا علوم نظرى را به وسيله تفكّر و تدبّر در اختيار انسان قرار مىدهد ، قسمى از عقل نيز به نيرويى اطلاق مىشود كه انسان به وسيله آن صلاح را از فساد ، حق را از باطل و صدق را از كذب آن تشخيص مىدهد . « 2 » چون در بحث ما كاربردهاى مختلف عقل در تفسير مورد بحث قرار گرفته نيازى به توضيح بيشتر درباره تعريفهاى گوناگون عقل نيست . شيعه عقل را حجت درون در برابر وحى و رسالت كه حجت بيرونى است قرار

--> مائده ، 3 ؛ طلاق ، 3 ) و پس از آن مىگويد : « در قرآن از توحيد گرفته تا معاد ، و از نبوت تا امامت و زعامت ، از آرمانهاى فردى تا هدفهاى اجتماعى همه بر محور عدل استوار شده ، عدل قرآن همدوش توحيد ، ركن معاد ، هدف تشريع نبوت ، فلسفه زعامت و امامت ، معيار كمال فرد و مقياس سلامت جامعه است . . . » . ( 1 ) . پس از اين در اين باره بحث خواهيم كرد . ( 2 ) . ر . ك : ابراهيم انيس ، المعجم الوسيط ، ص 617 ؛ محمد معين ، فرهنگ معين ، ذيل واژه عقل ؛ محمد صدر الدين شيرازى ، الحكمة المتعالية ، ج 3 ، ص 513 ، 514 ؛ محمد باقر مجلسى ، مرآة العقول ، ج 1 ، ص 25 ؛ محمد غزالى ، المستصفى ، ج 1 ، ص 16 ، 17 ؛ محمد حسين طباطبائى ، الميزان ، ج 1 ، ص 405 و ج 15 ، ص 122 .